|
|
|
|
سلام فوفولی.خوفی؟ کوچولو من الان سایت دانشگاهم.واسه تحقیق اومدم.چیکار میکنی عمه؟ مطمئنم که الان بیداری چون صبحا از ساعت ۶ بیداری.دلت برام تنگ نشده؟ این هفته که اومدم خونه باید دیگه بلد باشی حرف بزنی به من مربوط نیست چطور از الان تمرین کن،دو روز فرصت داری!!!! حیف که عکس جدید ندارم ازت اینجا...مواظب خودت باش شیطون بلای همیشه خندون. میبوسمت فوفولی.... بای بای ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 4 آبان1388 توسط پرهام| لينک ثابت سلام دو روزه که نی نی پر رفته مسافرت. حدودا یک هفته ای میشه که من ندیدمش.با شروع شدن سال تحصیلی سرم خیلی شلوغ شده.آخه روزا تماتم وقتمو درس و دانشگاه میگیره و شب هم تو خوابگاه که به نت دسترسی ندارم واسه همین فرصت نشده که بیام آپ کنم. یک هفته پیش که دیدمش مثل همیشه شیطون و خنده رو و پر سرو صدا بود.البته کم کم دندونای کوچولوش دارن رشد میکنن و برا همینم لثه هاش خارش دارن و دوست داره همه چیزو بذاره تو دهنش و گاز بگیره.خیلی با نمک میشه وقتی که که لثه هاشو رو هم فشار میده.روز دوشنبه با مامان و بابا رفت اصفهان. اولین سفرشه و البته گزارشات حاکی از اینه که اذیت کرده... دلم خیلی براش تنگ شده و مطمئنم پرهام هم دلش برا عمه جونش تنگ شده.هفته اینده که میان من نیستم احتمالا دو هفته دیگه میبینمش.حتما تا اون موقع قیافش عوض شده و کلی کارای جدید یاد گرفته !!!
اینم عکس عرفان پسر عمه پرهام که یک ماه و چندروز ازش کوچیک تره. متولد یک تیر ماهه.خیلی ناز خوابیده....
ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 22 مهر1388 توسط پرهام| لينک ثابت تولد تولد تولدم مبارک....مبارک مبارک تولدم مبارک دست بزنید همه.هوراااااااااا. دیلوز تولد چهار ماهگی بود.دیگه وارد پنجمین ماه زندگیم شدم.به قول عمه مردی شدم بلا خودم. ولی حالم یکم بده، تب دالم.آخه دیلوز واسکن زدم و واسه همینم تب کلدم.دیشب خیلی گریه کلدم.اصلا نمیتونستم پامو تکون بدم. .................................................... بدون شرح :
ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 28 شهریور1388 توسط پرهام| لينک ثابت
شلام.صبح همگی بخیر. میخوام از کارای تازم بگم.دو سه روزه یاد گلفتم دست بزنم.البته نه به صولت کامل.مامان جون ( مامان بابام) جلوم دشت میزنه و میگه پرهام دست دست ، دست دست... منم مچ دوتا دستامو میگیلم و انگشتای کوشولومو تکون میدم مث دست زدن. یکی دو هفته ای میشه که یاد گلفتم جیغ بکشم اینم چندتا عسک جدید از من : ( تو کدوم خوشکلتلم؟ ) ببینید چقدر متفکرانه خوابیدم !!! اینجا هم میخواستیم بلیم مهمونی.واسه افطار دعوت بودیم نمیدونم این عمه چلا انقدر دوس داله منو شکل دخمل بکنه.....؟؟!! شبیه توپ فوتبالم.مگه نه ؟ ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 17 شهریور1388 توسط پرهام| لينک ثابت چندتا عسک از من
اینجا لباس دخمل عمم که هنوز بدنیا نیومده تنمه تازه از خواب بیدال شده بودم اینجا که عمه ازم عسک گلفت عاشق شیشه شیلمم ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 8 شهریور1388 توسط پرهام| لينک ثابت 20 لوز دیگه مونده تا تولد چهار ماهگیم.هورااااااااااا دیلوز مامانی لفته بود بازال و بلام لباس خلیده بود.سفید و صولتین.یکم شبیه دخمل میشم وقتی میپوشمشون از امشب رسما به جمع آدمای حساس!!! به قلقلک پیوستم ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 7 شهریور1388 توسط پرهام| لينک ثابت
شلام شلام شدتا شلام!!! اینروزا حالم خیلی خوبه،کمتر نق میزنم،خوش اخلاقم....ولی یکم موقع شیل خولدن اذیت میکنم.مامانی انصافا تحمل میکنه و چیزی نمیگه.حرفای جدیدی هم یاد گرفتم.قبلا فقط میگفتم: آآآآغووووون. اما الان بلدم بگم اممممم،مه،گه،تازگیا چندبال هم گفتم بووووو که کلی همه خوشحال شدن. خیلی دوس دالم منم روزه بگیلم ولی نمیشه آخه الان 3ماهمه و همش 6کیلو نیمم.ایشالا چندشال دیگه وقتی مثلا 10سالم شد کله گنجشکی میگیلم. یکم پیش گلاب به روتون کلی پی پی کلدم
فعلا بای بای ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 1 شهریور1388 توسط پرهام| لينک ثابت شلامممممممم.
امروز عمه جون از سفر بلگشت،بعد از 10 لوز!!!! با مامان جون و باباجون لفته بودن اصفهان.من که تا حالا مسافلت نلفتم ولی میگن خیلی خوش میگذله.عمه با اینکه خشته بود ولی اومد بلام آپ کنه.تو این ده لوز از وبلاگم خبل نداشتم.خیلی دوس داشتم بیام وبلاگ نی نی های دیگه لو ببینم.عمه کلی عکس گلفته.بلا منم یه لباس خوشدل سوغات آولده.با یه عالمه گز دلم خیلی خیلی تنگ شده بود بلاشون.امشب وقتی لسیدن عمه جون اول از همه اومد سلاغ من.منو از مامانی گرفتو کلی ماچم کلد و بعد تازه با بقیه شلام و احوالپرسی کلد.امشب سینا پسل عمم هم خونمون بودن.عمه یه لباش خیلی نانازه دختلونه صولتی واسه خواهر سینا که تا4ماه دیگه بدنیا میاد گلفته بود که تن من کلدن!!! همه میگفتن خیلی ماه شدم.انصافا شبیه دختل شده بودم خودمم گیج شدم که بالاخره دختلم یا پسل؟ مامانی و مامان جون کلی قربون صدقم لفتن و عمه چندتا عکس گلفت ازم با اون لباسا.حتما عکسا لو میذالم اینجا ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 30 مرداد1388 توسط پرهام| لينک ثابت
شلام.تازه بیدال شدم،مامان جون منو بلده بشوله اخه جیش کلدم. میخوام خودمو معلفی کنم.من پرهامم تو خونه معلوفم به نی نی پر.27الدیبهشت بدنیا اومدم.قلال بود 11خرداد بیام که کمی شیطنت کلدمو همه رو حسابی غافل گیل کلدم.چند روز پیشا عمه جونم خوب دیگه خسته شدم،باید بلم شیل بخولم، یه کوچولو هم بخوابم. ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 15 مرداد1388 توسط پرهام| لينک ثابت
شلام. اینجا بعضی وقتا من میام مینویشم بعضی وقتا هم عمه جونم ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 15 مرداد1388 توسط پرهام| لينک ثابت |
Designed By :HAMRAZ